فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

249

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

فقير منزل كرد و همراهان در خانه‌هاى مجاور جا گرفتند . آب اين ده بسيار بد بود اما ما به زحمت نيفتاديم زيرا آب خوب كافى از كاشان همراه خويش برداشته بوديم . روز هشتم در ساعت معهود به راه افتاديم اما خيلى آرام حركت مىكرديم زيرا بيش از چهار فرسنگ با قم فاصله نداشتيم . كمى پيش از نيمه شب ، تنى چند از طرف حاكم قم نزد سفير آمدند و از وى درخواست كردند كه در روشنايى روز به شهر وارد شود و تذكر دادند كه عدم اجراى اين درخواست را توهين به خود تلقى خواهند كرد . به نحوى كه سفير با بىميلى بسيار ناگزير به قبول اين تقاضا شد . و چون هنوز وقت بسيارى به صبح مانده بود تصميم گرفت كه بقاياى شب را در باغى واقع در ربع فرسنگى شهر توقف كند و در اين باغ تا صبح خوابيد . بمحض آنكه آفتاب بالا آمد حكام شهر همراه گروهى سواره و پياده كه از كثرت تعداد سراسر دشت را انباشته بودند به در باغ آمدند تا سفير را به همان شيوه كه در بيشتر شهرهاى سر راه عمل شده بود همراهى كنند . فرق اين استقبال با ديگران عدهء زياد مستقبلين بود كه تا آنگاه سابقه نداشت . جمعيت چنان هجوم آورده بود كه با اينكه فراش خلوتها و ديگر صاحب‌منصبان آنها را به ضرب چوب مىراندند مطلقا مسير را خالى و ترك نمىكردند بطوريكه راه اندك بين باغ مسكونى و شهر را در مدتى طولانى پيموديم . در ميان اين جمعيت انبوه حتى يك زن هم ديده نمىشد و حال آنكه در شهرهاى پيشين اكثريت تماشائيان را زنها تشكيل مىدادند . سفير كه تصور نمىكرد شهر قم آن اندازه بزرگ و پرجمعيت باشد از آن‌همه جمعيت و بزرگى شهر در شگفت بود . خانه‌هاى شهر كه بيشتر ملك عامهء مردم است تا خالصهء دولتى ، از لحاظ ساختمان نظير بناهاى ديگر شهرهاى آذربايجان بود . مردم قم از جنگاورترين و بهترين سربازان امپراطورى به حساب آمده در هرزمان و در همين ايام نيز جسارت خويش را در نظاميگرى نشان داده‌اند . اگرچه اين جسارت و جلادت براى شهرشان مشؤوم بوده